تبليغاتX
صنعت توریسم و جاذبه های گردشگری

سلام

بعد از مدت ها برگشتم تا دوباره از چیزی بنویسم که دوستش دارم و از اینکه تاخیر من این بار طولانی شد باید معذرت خواهی کنم .

چون تابستان است و معمولا سفر بخشی از اوقات فراغت مردم را در این فصل پر می کند می خواستم  در پست تابستانی جاذبه ها و مکان ها و ... را معرفی کنم اما دوباره موضوع دیگری ذهنم را مشغول کرد که بد نبود برای شما هم بگویم تا با هم به آن فکر کنیم و هم بحث فرهنگ گردشگری را که چند پست است به اصطلاح به آن گیر دادم به یکجایی رسانده و حداقل یک نتیجه گیری بتوانیم پیش خودمان داشته باشیم تا پرونده ی این بحث را ببندیم و بعد از آن به جاذبه ها می پردازیم ، البته اگر شما مکانی در نظرتان است با یک اشارهپته ی آن مکان را برایتان روی آب هویدا می سازم.( ببنید چقدر گفتما از پارسال تا حالا دارم می گم درباره موضوعاتی که در رابطه با صنعت گردشگری براتون جالبه یه کامنت ناقابل بذارید تا اگر در حد معلومات این حقیر بود براتون بگم،این صد هزار دفعه)

قبل از اینکه به اصل مطلب برسیم یک شفاف سازی باید صورت گیرد یا شاید هم یک جوابیه باید صادر گردد،اصولا اینجانب معتقد است برای پیشرفت در هر زمینه ای باید قبل از همه چیز معایب شناسایی شود در غیر این صورت می شود تیم ملی فوتبال کشورمان که چون دایم مسحور و مدهوش قدرت لژیونرها بودیم به هیچ جا نرسیدیم و بسیار مثال های دیگر.رفتن به سراغ نقاط قوت به خصوص در کشور ما بسیار بسیار آسان تر از یافتن نقاط ضعف است چون پیدا است به دلیل اینکه مانور بر روی آنها به دلیل انحراف افکار و خود فریبی و در حد پیشرفته تر عوام فریبی و سرپوش گذاشتن بر روی معایب بیشتر صورت می گیرد.

اینها را گفتم تا بدانید و بدانند که اگر مطلب من در زمینه ی فرهنگ و جامعه زیاد شاد نبود فقط و فقط به خاطر این بود که من خواهان پیشرفت صنعت توریسم در کشورم  هستم.تمام این پرحرفی به خاطر صحبت های رفیق خجسته ای بود که می گفت حسن بگو ،عیب نگو،اما گویا حواسش به این نبود که تبلیغ اصلی توریسم بر عهده توریست  هایی است که به جایی سفر کرده و در بازگشت برای دوستان خود تعریف می کنند،این یعنی یک زنجیر اگر ما بخواهیم با فریب توریست بیاوریم فقط به حلقه اول زنجیر رسیده ایم نه توسعه پایدار و نه هیچ چیز دیگر.

دوستان بدانید که من در این وبلاگ در حال حاضر قصد تبلیغ و ان هم از نوع دروغینش ندارم.هدف بنده از آغاز به کار وبلاگ صنعت توریسم در اختیار قرار دادن اطلاعات مفید و صحیح به همه شما دوستان بوده است و خواهد بود و تا جایی که در توانم باشد به این راهی که با علاقه در آن پا گذاشته ام ادامه خواهم داد،پس ای دوستان بیایید اول بسازیم بعد تبلیغ کنیم.

اما اصل مطلب این است که حدودا 3 ماه پیش بود که مشغول مطالعه کتاب جغرافیا و صنعت توریسم بودم که به تیتری به نام سیاست ها و اهداف توریسم در توسعه اقتصادی- جتماعی کشور برخوردم ،فکر کردم  این مطلبی است که می تواند به سوال های ذهنم در رابطه با اینکه چرا وضعیت گردشگری کشور ما به این گونه است جوابی بدهد (هرچند که این طور نشد) آن موقع به دلیل درگیری که با مسایل دیگر داشتم این مطلب به فراموشی سپرده شد اما دو روز پیش بود که مشغول صحبت کردن با یکی از دوستان بودم اتفاقی او هم به همین مطلب اشاره کرد ،حالا این مطلب چه بود؟

برای همان تیتر 6 هدف و سیاست ذکر شده بود که حالا من آنها را به ترتیب می نویسم  تا بدانید چه تصوری از توریسم در ذهن مسئولان سیاست گذار ما وجود دارد : 1- ایجاد زمینه هایی برای صدور انقلاب اسلامی از طریق توسعه صنعت جهانگردی و ... !!!! 2- شناسایی نقاط دیدنی 3- افزایش منابع تولید ارز از طریق جذب گردشگر 4- بهره برداری صحیح از سرمایه گذاری ها 5- ایجاد زمینه های مناسب برای سفر ایرانیان به خارج از کشور 6- استفاده از فرهنگ و هنر های سنتی و بومی برای عرضه به خارجی ها و جلوگیری از ورود فرهنگ بیگانه و غربی.

در مورد بحث های 2و3و4و5و6 در گذشته مطلب هایی را در همین وبلاگ نوشته بودم موضوعی که ذهن من را به خود مشغول کرد مورد 1 بود که صدور انقلاب اسلامی از طریق توسعه صنعت جهانگردی یعنی چه؟

اگر منظور شناسایی فرهنگ به دیگران است که فکر نمی کنم فرهنگ ما فقط فرهنگ انقلاب اسلامی باشد اما اگر منظور این است که کاری کنیم که پیرو جمع کنیم تا همه جا انقلابی و اسلامی شود –که البته بار معنایی مطلب در این مورد بیشتر است- خیلی فکر خطرناکی است و می شود همان نابودی اسرائیل و آمریکاو... .

چرا ما هنوز به مفهوم دهکده ی جهانی پی نبرده ایم که هر روز افکار مردم جهان به یکدیگر نزدیک تر شده و اندک اندک معنا و مفهوم کشور و وطن عوض شده و از حالت سنتی خود خارج شده است؟ و خیلی چراهای دیگر .

در میان این همه چرا فقط یک چیز را نمی دانم تا زمانی که من دیگران را دوست نداشته باشم و به انها احترام نگذارم آنها هم من را دوست ندارند و به من احترام نخواهند گذاشت تا وقتی که ما همه را دشمن می بینیم و بد و خود را دوست می پنداریم و خوب وضع به همین منوال است و به طور واضح تر ، تا زمانی که ما به دیگر کشور ها احترام نگذاریم فکر صدور فرهنگ از جمله انقلاب اسلامی ،خنده دار است و باید مواظب باشیم که مبادا دیگران انقلاب خود را به کشور ما صادر کنند.

چرا ما عادت کرده ایم که به همه چیز رنگ امنیتی و سیاسی بدهیم،صدور انقلاب اسلامی یک مسئله سیاسی است و بیگانه با توریسم . اما تمام اینها برمی گردد به نگرانی از اینکه مبادا کم کاری ما در عرصه فرهنگ با آمدن گردشگر خارجی هویدا شود ولی ما نه تنها فرهنگ سنتی و تاریخ خودمان را حفظ نکردیم بلکه از فرهنگ و تاریخ جدیدی که برایمان ساخته شد هم دلزده شدیم و حال چطور ممکن است مردمان یک کشور به فرهنگ و تاریخ خود علاقه نداشته باشند و ما توقع داشته باشیم افرادی از کشوری دیگر احساس خوبی نسبت به فرهنگ و سنت و تاریخ ما داشته باشند و آن را بپذیرند ؟؟؟

                                                                     شاد و سلامت باشید

 

+ نوشته شده در شنبه 1386/05/06ساعت 0:32 قبل از ظهر توسط محمدرضا گوهری |