سلام
بیشتر از سه هفته از آخرین پستم میگذره . ایندفعه خیلی طولانی شد . از همه ی شما دوستان که لطف دارید ممنونم و به خاطر این غیبت لازمه که معذرت خواهی کنم .
پست امروز بخشی از کنفرانسی که امروز هم ارائه دادم امیدوارم که براتون مفید باشه . یکی از دلایل تاخیر من هم همین پروژه بود که کلی کار برد و باعث شد ۷ .۸ تا کتاب گردن کلفت و ۷۰۰.۸۰۰ تا سایت رو بخونم
برای خودم یه کتاب درست کردم اما اینجا تقریبا ۳ صفحه می خونید.
«آیا در زمین گردش نکرده اند تا دل هایی داشته باشند که با آن بیندیشند یا گوش هایی که با آن بشنوند ؟ »
مقدمه :
الگوی جدید زندگی و تغییر و تحولات طبقه متوسط شهر نشین ، نوع جدیدی از پر کردن اوقات فراغت را به وجود آورده . چگونگی گذراندن تعطیلات عید و مقایسه ی آن با سال های نچندان دور نشان می دهد که الگوی فراغت از شیوه های قدیمی و گذراندن وقت در اجتماع فامیل فاصله گرفته و بسوی سفر کشیده شده است .
همانطور که می دانید تا قبل از انقلاب صنعتی سفر مختص به طبقه مرفه جامعه بود ، اما بعد از انقلاب صنعتی با پخش شدن پول بیشتر دست طبقه ی کارگر ، سفر گسترش پیدا کرد . بعد ها هم عوامل دیگری مثل صنعت غذای حاضری و اینترنت کمک زیادی به صنعت توریسم کردند . اما بطور کلی بالا رفتن سطح آگاهی و ضرورت دوری از محیط کار و فشار های ناشی از توسعه صنعتی باعث شد که جهانگردی به عنوان یک پدیده اجتماعی شناخته شود و توجه خاصی را به سمت خودش جلب کند .
جامعه شناسی توریسم این بحث را مطرح می کند که چرا توریست عکس جمع می کند و سرمایه دار سرمایه . سنت ها و تاریخ نقش مهمی در توریستی شدن محل دارند . توریست ها اگر دنبال یک منطقه ی صنعتی هستند ، دنبال یک منطقه صنعتی قدیمی هم هستند . با این حال نظر دیگر هم هست که توریست ها به دنبال زرق و برق هستند اما در مقابل این نظریه جامعه شناسانی که معتقدند توریست ها به دنبال تاریخ و قدمت هستند می گویند :نقاط توریستی کوچک اند ، شهر های بزرگ معمولی اند ، زندگی روزمره دارند ، گرانند و غیر دوستانه ، مردم تحت تسلط سازمان های پیچیده زندگی شان کم عمق و سطحی شده است پس دنبال واقعیت ها می گردند ، پس می روند تا در جای دیگر آن را جستجو کنند .
تا قبل از سال های 1950 مکتب های سوسیالیستی و رادیکالیستی که طرفداران زیادی هم داشتند به نحوی دست و پای مردم را برای سفر بسته بودند اما بین سال های 1950 تا 1960 جوانان اروپایی با کوله پشتی و با پای پیاده بدون هیچ مقصدی و یا هدف خاصی راه افتادند و قانونی و غیر قانونی از مرز ها می گذشتند و تعداد آنها آنقدر زیاد بود که از ماموران مرزبان هم کاری ساخته نبود ف این حرکت تا جایی ادامه پیدا کرد که حتی مردم هم به این جوانان کمک می کردند . جوانان سرگردان در میدان ها به یکدیگر مجله و کتاب هدیه می دادند و شیوه های ساده و ارزان آشپزی را یاد می گرفتند و بهت انگیزترین داد و ستد فرهنگی و اجتماعی تاریخ بشر به راه افتاد .
جهانگردی به عنوان یک پدیده اجتماعی :
در جهان امروز عواملی در جهانگردی بوجود آمده اند که می توان به عنوان پدیده های اجتماعی اجتناب ناپذیر از آنها نام برد :
رشد جمعیت / شهرنشینی روبه رشد و فشار های زندگی شهری / رشد ارتباطات و فناوری که موجب آگاهی می شود / رشد حمل و نقل / افزایش اوقات فراغت / افزایش مشاغل جهانگردی در تجارت جهانی .
الگویی وجود دارد که نشان دهنده ی سیر تکاملی و مرحله هایی است که صنعت جهانگردی در جامعه طی می کند . این مرحله ها عبارتند از : اکتشاف ، درگیری و مشارکت ، رشد و توسعه ، همبستگی ( استحکام و انسجام ) ، اشباع شدن ( رکود ) بعد از پشت سر گذاشتن این مرحله تجدید حیات و دوباره جوان شدن است . مرحله ی همبستگی تنها مرحله ای است که اثرات اجتماعی زیادی دارد .
بررسی آثار فرهنگی و اجتماعی جهانگردی از دودیدگاه :
(( منظور از اثرات اجتماعی تغییراتی است که در زندگی مردم جامعه ی میزبان به وجود می آید و این تغییر به دلیل تماس مستقیم اهالی و ساکنان بومی و جهانگردان است و منظور از اثرات فرهنگی تغییراتی است که در هنر ، آداب و رسوم و معماری مردم ساکن جامعه میزبان رخ می دهد .))
1- آثار مقصد بر گردشگر :
سلامت جسم و روان : ( شاید با خود بگویید این اثر چه ارتباطی به جامعه شناسی دارد ، اما تمام این اثر ها از تعامل فرد با جامعه حاصل می شود . ) همانطور که در مقدمه گفتم ، با صنعتی شدن زندگی و شرایط خاصی که بر جهان به سبب روند شتابان شهرنشینی و آلودگی های محیط شهری به وجود آمده.
کسب تجربه : از انجا که محیط مقصد ، محیط متعارف زندگی و کسب و کار گردشگر نیست ، و او شناخت کمی نسبت به مکان مورد بازدید دارد ، هر برخورد او با مقصد می تواند تجربه ای نو برای او باشد که موجب پختگی فرد می شود تا جایی که سعدی گفته :
بسیار سفر باید تا پخته شود خامی /// صوفی نشود صافی تا درنکشد جامی
قبل از اینکه دیدگاه بعدی را شرح دهم لازم است در مورد تعدیل شناخت گردشگر نسبت به مقتضیات فرهنگی-اجتماعی مقصد مطالبی را یادآور شوم :
موضوعی که از اهمیت بالایی برخوردار است تعمیق شناخت گردشگر از مقصد و واقعیات فرهنگی و اجتماعی آنجا است . البته ممکن است به دلایل سیاسی یا دیگر دلایل ، تبلیغاتی درست از محیطی توسط رسانه ها ارائه نشود که نمونه ی آن را در ایران داریم ، قضاوت قبل از سفر و بعد از سفر افراد خارجی که به ایران سفر می کنند با هم تفاوت دارد ، آنها ایران را نمی شناسند و اگر هم بدانند که چنین نقطه ای بر روی این کره ی خاکی وجود دارد تصویر ذهنشاناز مردمان ایران افرادی عقب مانده و بیابانگرد است .
2- تاثیرات فرهنگی اجتماعی گردشگری بر مقاصد :
هرچه تعداد گردشگران در محیطی بیشتر باشد تاثیر آنها هم برمقصد بیشتر است . البته نوع گردشگر هم بسیار مهم است به عنوان مثال گردشگران فرهنگی (گردشگران کاوشگر) وقتی به جایی سفر می کنند به شدت نسبت به رعایت قواعد فرهنگی جامعه مقصد خود را متعهد می دانند و به نوعی می کوشند تا احترام به سنت ها بگذارند در مقابل آنها گردشگران تفریحی هستند که معمولا کمتر چنین دغدغه ای را دارند . همانطور که می دانید گردشگر هم می تواند بر مقصد تاثیر بگذارد هم می تواند تاثیر بگیرد . به عنوان مثال یکپارچگی مقصد یا اصالت سنت هم در این زمینه تاثیر گذار است ، در جوامعی با پایه های فرهنگی قوی تاثیر پذیری از مهمان ها کمرنگ تر و در عوض شاید تاثیرگذاری بر آنها قدرتمند تر باشد . اما هرچه جامعه دچار چندپارگی فرهنگی باشد که حاصل شرایط بد اقتصادی و سیاسی و ... داد تاثیرپذیری آن از فرهنگ میهمان می تواند گسترده تر باشد .
گردشگران در راستای همان ناآشنایی کافی با محیط ممکن است مورد سودجویی قرار بگیرند مثل کلاهبرداری ، سرقت ، اخاذی از جرایمی هستند که با توسعه گردشگری یک مقصد احتمال دارد نسبت به گردشگران زیاد شود .
نحوه هزینه کردن : گردشگران هم ممکن است در مقاصد اثر بگذارند فرض کنید که گردشگران بیش از حد در مکانی خرج کنند ، و این امر حالت فخر فروشی به خود بگیرد این امر موجب شکاف میان جامعه محلی و گردشگران منجر خواهد شد . البته این موضوع هم بیشتر برای گردشگران تفریحی پیش می آید تا گردشگران فرهنگی .
تنوع بخشی : این مسئله در جوامع بسته در بلند مدت می تواند به باز شدن فضای اجتماعی و فرهنگی و تعامل بیشتر افراد در جامعه کمک کند اما در بعد افراطی می تواند به تهاجم فرهنگی تبدیل شود.
تهاجم فرهنگی : توریست های کشورهای صنعتی زمانی که به کشورهایی با فرهنگ سنتی می روند به همراه خودشان شیوه های رفتاری و لباس پوشیدن و غذا خوردن و نوشیدنی های خودشان را به میزبان عرضه می کنند ، در حقیقت نه داد و ستد فرهنگی بلکه هجوم فرهنگی در کار است . ورود میلیون ها بیگانه با رفتارهای غیر عادی برای فرهنگ های سنتی و اصیل می تواند اساس نظم اخلاقی جامعه میزبان را به هم بریزد و بدون شک در میان توریست ها افراد بی بند وبار هم هستند که این مسئله وضع را بدتر می کند .
الگوها و معیار های نامطلوب فرهنگی و اجتماعی فقط با ورود توریست های خوش گذران به کشورهای سنتی پخش نمی شود بلکه زمانی که جهانگردی از کشورهای سنتی به کشورهای دیگر به خصوص آنهایی که در حفظ ارزش های فرهنگی و شئونات اجتماعی و اخلاقی خود هیچگونه نظارت و حساسیتی ندارند وارد می شوند بازهم خطر انها را تهدید می کند.
زنده ماندن میراث فرهنگی : گذر زمان در جوامع در حال توسعه گاهی موجب کم شدن توجه مردم از میراث فرهنگی و هنری خود می شود و سنت ها کمرنگ و نزد مردم از مد افتاده می شوند و یا فقط نمادی از آنها نزد کهنسالان باقی می ماند اما وقتی گردشگری با توجه گردشگری فرهنگی گسترش پیدا کند این سنت ها و جشن ها و آیین ها با تقاضا روبه رو می شوند که نتیجه ی آن می تواندزنده سازی و تقویت میراث فرهنگی باشد . البته این کار می تواند یک تاثیر منفی هم داشته باشد و آن این است که ممکن است این فرهنگ ها جنبه ی بازاری به خود بگیرند یعنی طوری اجرا شوند که مورد خوشایند گردشگران واقع شود نه آن طور که واقعا بوده.
مفاهیم فرهنگی مرتبط با آثار اجتماعی – فرهنگی :
هنجارها و قوانین : یعنی همان چهارچوبی که مردم برطبق آن عمل می کنند .
احساس شناسی : نمایش احساسات به نحوی که برای جامعه قابل پذیرش و هضم باشد . روش ابراز احساسات یا پنهان کردن آن از کشوری به کشور دیگر فرق می کند .
شرق ستیزی : که ناشی از درک نکردن فرهنگ های شرقی و جنبه های پنهان پیچیدگی های شرق است .
تعهد فرهنگی : تعهد فرهنگی باعث می شود که فرهنگ جامعه میزبان در برابر میهمان مغلوب نباشد یعنی نسبت به سنت ها و فرهنگ خود پایبند هستند ، ژاپنی ها از نمونه های بارز تعهد به فرهنگ هستند .
نژاد پرستی : بطور خلاصه نمونه ای از نژاد پرستی این است که بیشتر جهانگردان بطور ناخودآگاه کشورهای مورد بازدید را با محیط محل سکونت خود مقایسه می کنند .
حالا به مطلب دیگری تحت عنوان ظرفیت تحمل می پردازیم که برروی وژگی های اجتماعی و فرهنگی مقصد اثر می گذارد . ظرفیت تحمل آستانه یا سقفی برای فشار ناشی از بازدیدکنندگان است که مقدار بیش از آن غیرقابل تحمل می شود .
ظرفیت تحمل سطح و میزان حضور جهانگردان است که بر جامعه میزبان و محیط و اقتصاد آن تاثیر می گذارد هم برای جهانگردان و هم برای میزبان قابل قبول است و حالتی پایدار دارد . برای ظرفیت تحمل عوامل مختلفی از جمله عوامل محلی و عوامل بیگانه دخیل هستند .
استراتژی هایی برای خنثی کردن اثرات منفی فرهنگی – اجتماعی جهانگردی :
اطلاعات پیش از سفر : به نظر من تمام مشکلات از همین جاست یعنی اگر مما بدانیم که کجا می رویم وبا چه فرهنگ و جامعه ای رودررو خواهیم شد بسیاری از مشکلات حل می شود.
تفسیر در محل : این تفسیرها به شکل های مختلفی مانند علائم ، دفترچه ی راهنما ، نمایش فیلم و ایجاد مراکز جهانگردی برای آشنا کردن افرادو تهیه نوارهای آموزشی و شیوه های دیگر.
بازاریابی اجتماعی : بطور خلاصه یعنی اینکه تصویر های فرهنگی را به جامعه بقبولانیم که شامل تقویت نقاط برجسته ی فرهنگ محلی و از بین بردن بخش های نامطلوب است که جنبه ی خرافات پیدا کرده است .
تشکیلات مناسب : بطور خلاصه یعنی اینکه با امکانات مناسب شرایطی فراهم بیاید که حرمت مکان و مردم حفظ شود .
ایجاد تماس هایی برای تماس های فرهنگی : یعنی بوجود آوردن شرایطی که جهانگردان بتوانند خود فرهنگ را لمس کنند مثلا در استرالیا برای جهانگردان شرایطی مهیا می شود که بتواند در جامعه ی آن قبیله مشارکت کنند و از نظر تهیه غذا و صید و شکار به تفریح بپردازند .
منابع:
شناخت گردشگری
جهانگردی در چشم انداز جامع
مدیریت جهانگردی مبانی،راهبردها و آثار
اصول و مبانی جهانگردی
جغرافیا و صنعت توریسم
شاد و سلامت باشید